Secrets… ماجرای لاک زدن اینجانب
Aug 23

طرفای ساعت ۷ صبح ، در حالیکه هوا ملس بود، سر چهارراه، پشت چراغ قرمز روی چرخم بود. در حالیکه داشتم از آخرین روزهای تابستون با هوای بهاری لذت می‌بردم، نگاهی به‌ بالای سرم انداختم.
یه پرنده داشت پرواز می‌کرد. در حالیکه ابرهای تو آسمون داشتن با وقار جابجا می‌شدن و پس‌زمینه‌ای بس دیدنی برای پرواز این پرنده رقم میزدن، این جمله تو ذهنم اومد.

«پرواز را بخاطر بسپار، پرنده مردنیست»

احساسی بس شگرف داشتم. همچنان پشت چراغ قرمز بودم ، اما ابرها و پرنده به راه‌خودشون ادامه می‌دادن. برای لحظه‌ای آرزو کردم، ای کاش منم پرنده بودم.آزاد و رها. و می‌تونستم در ورای ابر‌ها پرواز کنم. تنها دغدغه‌ام هم فرار از دست انسان‌ها بود. بچه‌هایی که سنگ به من می‌زدن و می‌خندن، یا کساییکه منو شکار می‌کنن، یا کساییکه منو برای تفرح و خوشی دل خودشون ، تو قفس می‌اندازن. آزادی منو .. پرواز منو می‌گیرن.

جالبه؛ اما فرقی با هم نداریم. دغدغه‌های خودمو با پرنده می‌گم. گاهی منم می‌خوام از دست آدم‌ها فرار کنم. آه… این آدم‌ها…

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید

دبستان که می‌رفتم این شعر نیما یوشیج رو یاد گرفتم. یادم نیست، پدرم برام خوند یا برادرم. به هر حال، با اینکه به عمق مطلب پی نمی‌بردم، اما با این شعر خیلی لذت می‌بردم و همش می‌خوندم…

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید
یک نفر در آب دارد می سپارد جان
یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید
آن زمان که تنگ می بندید
بر کمرهاتان کمربند
در چه هنگامی بگویم من
یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان قربان

آه… بالاخره چراغ سبز شد.

12 پاسخ به “آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید”

  1. badragheh Windows XP Mozilla Firefox 2.0.0.6 گفت:

    خوبه وقتی نگاه بالا سرت کردی پرنده خراب کاری نکرده
    با بازی دعوتت کردم تو بدرقه

  2. humanrights Windows XP Mozilla Firefox 2.0.0.6 گفت:

    سلام مانی عزیز
    ضمن تشکر از لطف شما
    خواستم خدمتتان عرض کنم یکی از دوستان قالب وبلاگ را برایم پیدا کرد
    از شما هم خیلی تشکر میکنم
    اگر احیانا سئوالی برایم پیش امد چون از ورد پرس اطلاعی ندارم
    اگر محبت کنید و راهنمائی بفرمائید حتما مزاحم شما میشوم
    با سپاس

  3. امید Windows XP Internet Explorer 7.0 گفت:

    سلام

    مطلب زیبایی گذاشتین.

    شاد باشید

  4. غلامحسین مراقبی Windows XP Internet Explorer 6.0 گفت:

    پرنده بودن و حتی آرزوی پرنده بودن، یه آرزوی دیرینه آدماس. از اون زمانای دور، تا حالا حالاها آدمو راحت نمیذاره. بیچاره کیکاووس هم هوس پرواز داشن.
    من خودم هر وقت پرنده ها را، مخصوصا توی پاییز، می بینم، با حسرت نگاشون میکنم و توی دلم باهاشون راز و نیاز میکنم که خوش به حالتون، نه مرز دارین، نه شاه و نه رییس جمهور و از همه مهمتر خونه ندارین که مجبور باشین هرشب بچپین توش، هر جا که دوتا شاخساری بود، همونجا، با خودت و دل خودت لم میدی.
    اما حیف که من آدمم و شانس پرنده بودنو ندارم.

  5. نیما Windows XP Mozilla Firefox 3.0.3 گفت:

    نمی دانم چرا آدم ها قدر آدم بودنشان را نمی دانند و همیشه در حسرت بودن چیزی دیگرند. حیف که از آدم بودنمان لذت نمی بریم و عمر را با حسرت کشیدن تلف می کنیم.
    اشکالی ندارد. مانی عزیز اگر خیلی ناراحتی از حالا بلبل صدایت می کنیم.

  6. fati_iceflower Windows XP Internet Explorer 6.0 گفت:

    کاش مثل پرنده بودیم به جای انسان و انسانیتی که خیلی وقته مرده….

  7. روح الله Windows XP Internet Explorer 6.0 گفت:

    خیلی وقت بود دنبال این شعر میگشتم
    ممنونم

  8. فرید Ubuntu Linux Mozilla Firefox 3.0.3 گفت:

    دم نیما گرم با این شعرش…

  9. محمد Windows XP Internet Explorer 7.0 گفت:

    دست شما درد نکند با این کار زیبایتان

  10. محمد Windows XP Internet Explorer 8.0 گفت:

    کاشکی اون چغکه خرابکاری می کرد…اینجوری دراماتیکش بیشتر می شد(آخه چندوقته کار نمایشی می کنم سر بازبینی کارمون بهمون گفتن دراماتیک کارتون کمه! از اون روز هم کارگردانمون به شوخی می گه دراماتیکشو زیاد کن…دراماتیکشو زیاد کن…چه ربطی داشت حالا این همه!!!)
    منم خیلی دنبال این شعره گشتم آخه دیروز داشتیم تمرینش می کردیم
    دم مانی یه کم اما دم نیما درد نکنه
    بای تا حای…

  11. محمد Windows XP Internet Explorer 8.0 گفت:

    دوباره حای من همین بالاییم راستی اینم ایمیلم
    zone_zero_illicit@yahoo.com
    بای

  12. امیر حسین Windows XP Internet Explorer 6.0 گفت:

    واقا نیما درست می گفت به نظر من شعرو باید اینجوری گفت:ای ادم ها………………………ملت ایران دارد می سبارد جان!!!!!

نظر دهید

FireStats iconPowered by FireStats