Jul 03

زندگی بس غریبیست. اون روزی که بخواد همش بد بیاد میاد. دیروز روز من نبود. پر از مشکلات. آخر سر هم که نزدیکای ۱۲ شب از کار برگشتم٬ بعد از انجام نوشتن گزارش روزانه٬ اومدم یه دستی به این وبلاگ چلنگی بندازم که مشکلات این هم اضافه شد. بماند که چطور آخر سر تصمیم به ارتقا وردپرس گرفتم. دست آخری هم دیدم که ای دل غافلمشکلات اینجا هم دست از سر ما بر نمیداره. با وجود خستگی٬ گفتم از بانک‌اطلاعاتی خودم که پشتیبان تهیه کردمخوب از نو نصب میکنم که
بعله من به دلیل خستگی دقت نکردم که در این مملکت خرابشده٬ در هنگام Export کردن بانک‌اطلاعاتی باید حواسم به coding هم باشه

بلهاون چیزی که من بعنوان پشتیبان داشتم٬ چیزی نبود جز هیچاین بود که ما وبلاگمان در کمتر از یک‌شب پرید!
از تمامی اون مقالات و خاطرات هم متاسفانه نسخه پشتیبان ندارم و در نتیجه دست به‌دامان گوگل و اینترنت شدم.

خوشبختانه تونستم بیشتر پست‌ها رو برگردونم…

Jul 03

Win Doorsمن خودم موافق استفاده از برنامه‌های تحت ویندوز در لینوکس نیستم٬ چون معتقدم در لینوکس برنامه‌های بسیاری هستند که کار همان برنامه‌ها رو انجام میدن. اما در هر حال گاهی اوقات نیاز به استفاده از یک برنامه خاص تحت ویندوز شما رو مجبور به نصب برنامه Wine کرده باشه. بسیاری هم هستن که وابسته به برنامه‌هایی چون Flash, Photoshop, Dreamweaver و هستند. همین موضوع باعث ایجاد پروژه‌های مختلفی برای هر چه ساده‌تر کردن روند نصب و مدیریت برنامه شده. پروژه CrossOver از همین نمونه‌است که در عین حالی که روند نصب رو انجام میده٬ امکان مدیریت برنامه‌های نصب شده رو هم به شما ارائه میکنه. اما همانطور که احتمالا میدونین٬ استفاده از این برنامه رایگان نیست.
اما یه خبر جالب برای کسائیکه با Gnome کار میکنن. پروژه Win Doors که نسخه ۰.۱ آن منتشر شده نیز همین ایده رو برای گنوم‌کار ها در پیش‌گرفته. هدف این پروژه پشتیبانی از برنامه‌های ویندوزی و مدیریت بسته‌های ویندوزی(Package Management for windows software on Linux systems) در لینوکس می‌باشد.
برای دریافت برنامه به اینجا و برای دیدن ویدئو مربوطه به اینجا مراجعه کنید.

برای نصب این برنامه٬ باید بسته‌های زیر رو هم داشته باشید.

  • Wine

  • cabextract, tar, gzip, bzip, unzip

  • python-gnome2-desktop >= 2.16 (python rsvg support, Debian/Ubuntu package, might differ on other systems)

  • python >= 2.4

  • python2.4-cairo >= 1.2.0

  • libcairo2 >= 1.2.4

  • python-libxml2

  • python-glade2

Jun 28

اسم جدید٬ نسخه جدید Pidgin 2.0

بالاخره طلسم سکوت شکسته شد و من بالاخره بعد از مدت‌ها تونستم بازم کمی خزعبلات به‌هم ببافم.

Pidginاولین موضوع جالب هم مسلما ارایه پیام‌رسان پیدجین (Pidgin 2.0) هست. بعد از تغییر نام اجباری پیام‌رسان محبوب Gaim ٬ نسخه ۲ این برنامه با این نام منتشر شد. اولین تغییر اساسی در این برنامه٬ جدا شدن هسته برنامه (ProgrammKern) از ظاهر‌گرافیکی آن هست. استفاده از کتابخانه Libpurple (قبلا : Libgaim) نیز مزایایی برای کامپایل کردن با خود به‌همراه دارد. از دیگر تغییرات اساسی در این نسخه٬ سیستم XML نیز دیگر بر پایه Gmarkup نیست٬ بلکه بر پایه Libxml2 می‌باشد که سازگاری بیشتری را به‌همراه دارد. این به معنی است که برای نصب این برنامه نیاز به نصب این کتابخانه دارید.

سیستم صوتی هسته نیز برای سازگاری بیشتر بر پایه Gstreamer بجای Libao سابق پرداخته شده .همچنین تغییر اساسی دیگر در پلاگین‌هاست: شما در این نسخه امکان فعال کردن پلاگین را به‌هنگام استفاده از برنامه دارید. علاوه بر آن تعداد زیادی پلاگین برای نصب در چهار چوبGoogle’s Summer of Code وجود دارد.

برای نصب برنامه در صورتیکه از Fedora, CentOS استفاده میکنید٬ بسته سازگار با لینوکس شما در قسمت داونلود وجود داره٬اما در صورتیکه مثل من از نسخه‌های دیگری استفاده می‌کنیدباید کدمنبع آن را دریافت کرده و نصب کنید.

Jun 28

GYachIحدود ۸ ماه‌ پیش برای یکی از خواهر یکی از آشنایان درباره لینوکس و مزایای آن صحبت کردم. از آنجایی که ۱۷ ساله بود و مشغول به تحصیل٬ edubuntu رو انتخاب کردم و نشونش دادم. با دیدن برنامه‌های آموزشی که روی ادوبونتو بود٬ تونستم توجهش رو جلب کنم. این موضوع گذشت تا چند ماهی بعد شنیدم که ویندوزی که از اون استفاده میکنه به مشکل اساسی خورده و نیازمند کمکه. از اونجایی که من‌هم شدیدا در گیر امتحانات بودم٬ نتونستم کاری کنم. اما جالب بود همین موضوع باعث شده‌بود که از اوبونتو استفاده گنه و تو همین مدت هم شیشفته‌اش شده بود. روزی که سری به اونجا زدم اتفاق جالبی افتاد. زمانیکه می‌خواست وارد وندوز بشه با اکراه این کار رو کرد و گفت: ویندوز یه جوریه. اصلا دیگه علاقه‌ای به استفاده ازش ندارم.
ولی از اونجایی که برای تماس با ایران از یاهو استفاده‌ می‌کرد٬ با برنامه Gaim مشکل داشت و برای استفاده از Gaim-vv هم کمی مشکل وجود داشت.

این بود که چندی پیش با برنامه GyachI آشنا شدم که به‌نظرم جایگزین بسیار عالی برای پیام‌رسان یاهو هست. تقریبا تمامی امکانات برنامه رو داره. شعار توسعه‌دهندگان برنامه هم پشتیبانی از یک پلاتفرم و یک پروتکل برای ارایه برنامه‌ای بهتر هست.
برای دریافت برنامه میتوانید از اینجا بسته هماهنگ با لینوکس خودتون رو انتخاب کرده و به راحتی اونو نصب کنید. من این برنامه رو روی Dapper تست و بسته‌های libmcrypt4, libgpgme11, libltdl3 رو هم به‌عنوان پیش‌نیاز نصب کردم که روی نسخه Feisty Fawn نیازی نبود.

Jun 02

بالاخره بعد از مدتی اومدیم بنویسیم. تقریبا دو ماهی میشه که ماجراهای رادیو رو نمی‌نویسم. البته نه اینکه اتفاقی نیافتاده باشه یا قابل گفتن نباشه، که برعکس. کلی هم ماجرای گفتنی و شنیدنی داریم. الاخصوص که دم‌دم‌های صبح یکی داشت از ما فیلم میگرفت و تازه فهمیدم که مردم بیچاره چی‌چی گوش میدن. اما ماجرای ننوشتن بنده مربوط میشه به یک عضو بسیار شریف بنده که کمی باز (گشاد) تشریف دارن. بعله… عرض میکردم که چند وقتی هست که با این عضو شریف مشکل پیدا کردم و کار‌هایی از این جمله رو به‌زور انجام میدم.
اما از ماجراهایی که تو این چند وقت اتفاق افتاد. اول اینکه دوره ما تموم شد و در مراسم پایان دوره یه کارنامه به ما دادن که وقتی دیدم نمره من رو بسیار عالی زدن چشمام از تعجب داشت در می‌اومد. آخه من با اون همه مریضی و غیبت و مشکلات؟؟؟؟ البته این اولین سوپرایز نبود. سه هفته قبلش، که تازه بنده از نقاهت بیماری و کنار اومدن با اون عضو شریف پشتی، تونستم کلاس‌هامو ادامه بدم… با کمال ناباوری دیدم مسئول شرکت و آموزش من رو به دفترش فراخونی کرد. هیچی من هم با هزار ترس و لرز رفتم، ببینم چی میگه. بعد از ورود گفت که درب رو هم ببندم. اینو که گفت من دیگه کمی حال به حالیم شد. با وجود اینکه رابطش با من خیلی خوبه و همواره هم هوای منو داره اما به هر حال…
گفت : حال شما خوبه؟
- بهتر از این نمیشه.
- مشکلاتتون که حل شده؟ به نطر میاد که سر حالی.
من هم با تردید گفتم: بعله. از زمانی که دکتر نمیرم حالم بهتره!
خندید و گفت: بریم سر اصل مطلب. من می‌خوام آموزش لینوکس اینجا رو (که ماژول‌های یک هفته‌ای هست) بشما بدم که شما تدریس کنید.

من کمی مردد مونده بودم. شوخی می‌کنه یا جدی میگه! اینو میدونستم که بیشتر بچه‌ها از این موضوع خبر دارن که من برا خودم سیستم رو عوض کردم و لینوکس نصب کردم و اراکل رو رو اوبونتو راه‌‌ انداختم و باهاش کار میکنم. اما انتظار اینو نداشتم. هیچی ما هم قبول کردیم و اومدیم بیرون. این بود اولین سوپرایز بنده. حالا دیگه از روز بعد از این پیشنهاد من دیگه عشقی می‌اومدم و عشقی می‌رفتم. البته چون موقع تحویل پروژه بود تا آخر ساعت اونجا می‌موندم اما به هر حال. برای صفحه اول پروژه هم عکس خودمونو گذاشتم، البته با کمی تغییر. به‌جای عکس خودمون، هر حیوونی که به کاراکترمون نزدیک‌تر بود میذاشتیم. برای خودم هم با کشیدنن ریش زیر لبم برای اوم حیوون بیچاره، عکس زیر رو انتخاب کردم.

 

khodam

این بود که پروژه ما هم بهترین شد. نمره پایانی بنده هم که دومین سوپرایز بود. بعد هم که رفتیم Irish Harp و جشن گرفتیم. البته بنده زمانیکه فهمیدم به دعوت شرکت خودمان آنجاییم و در واقع همه چی مجانیه، دیگه جای شما خالی خود کشی کردم. بماند که مثل چی هم قبلش غذا خورده‌ بودم. اما از ساعت ۸:۳۰ که فهمیدم دنیا دست کیه، مانی بود که هی آبجو و تکیلا سفارش میداد. البته نه فقط برای خودم، هر وقت سفارش میدادم، هر کی که دور و برم بود برای اون هم سفارش میدادم. حالا هر چی که میگفت من نمیخوام… تو گوش من فرو نمی‌رفت. دیگه یکی از معلم‌ها که رابطش با من هم خیلی خوب بود، گفت:یه کاری کن که فقط من بتونم امشب قطار برلین رو بتونم سوار شم و سر از مونیخ در نیارم. با کمال پررویی گفتم: قطار بیشتر از برلین نمیره. اونجا آخره ایستگاهه، می‌اندازنت بیرون. ابنو بخور که دیگه گیرت نمی‌آد.
هیچی همه رو مست کردیم. طرفای ساعت ۲ شب بود که دیدم دیگه نمی‌تونم آیجو بخورم. دلم شدیدا درد می‌کرد. (از بس باد کرده بود) فکر کنم چیزی در حدود ۱۲ تا ۱۴ تا آبجو نیم‌لیتری خوردم. از اون‌موقع به بعد فقط تکیلا بود که سفارش می‌دادم. هیچ کس هم نبود بگه : بابا اینی که میخوری صداش بعدا در میاد… هی سفارش نده. فکر کنم چیزی در حدود ۱۰ یا ۱۱ تایی هم تکیلا خوردم اونشب. هیچی … واقعا جاتون خالی بود… اما موقع برگشتن که حدود ساعت ۳:۳۰ صبح بود… یکی از دوستان که هیچی نمی‌خورد… دوچرخه من رو انداخت پشت ماشینش و تا دم خونه منو رسوند. ولی دمش گرم. تو ماشین که بودم فهمیدم دنیا دست کیه… تازه داشت چرتم می‌گرفت.
هیچی این بود از ماجرای شب فارغ‌التحصیلی ما…

اما بعد از این ماجراها، گفته بودم که بعد از درس یک هفته میرم تفریح و استراحت. اما امان که تا به امروز فرصت نشده و همچنان مشغول به‌ درگیری‌ها و زندگی هست

May 17

مدتی بود منتظر انتشار این نسخه از اوبونتو بودم. نسخه ای که پارسال درباره اش شنیدم و تا به امروز منتظرش بودم. دو هفته پیش، که سری به سایتش زدم، دیدم تاریخ انتشار رو می 2007 زدن. البته بسته های ubuntu studio رو میشد توسط synaptic جستجو و نصب کرد، اما از اونجایی که من این نسخه رو برای کار ویرایش صوتی (صدا) دنبال میکردم و دنبال لینوکس مشخصی هم بودم، تا رسیدن این نسخه صبر کردم. امروز که خواستم به سایت اوبونتو استودیو مراجعه کنم، در دسترس نبود. اما نسخه نهایی آن رو میشد داونلود کرد. همین کارو کردم و بعد از چندی که بسراغ وبسایت رفتم، با ظاهر جدید سایت روبرو شدم. خبر خوبی بود. اینم باید اضافه کنم که این نسخه از اوبونتو برای کارهای صوتی، تصویری و گرافیکی بهینه شده و نباید اونو با نسخه هایی چون Ubuntu Multimedia Centre اشتباه گرفت.
در روزهای آینده از تجربه شخصی استفاده از این نسخه اوبونتو و نکات مثبت و یا منفی آن خواهم نوشت.

آدرس سایت
تصاویر Screenshot
لینک داونلود

May 09

موضوع بایوس لینوکس، موضوع تازه ای نیست. پروژه لینوکس بایوس از سال 1999 مشغول به فعالیت در این ضمینه هست. هدف این پروژه باز کردن راه برای ورود بایوس های رایانه های خانگی به دنیای نرم افزار های آزاد(باز).
آلن کاوالو دو آسی[1] به این شکل ماجرا رو نشون میده:
آلن، لینوکس بایوس و X-server را با حجم 2 مگابایت با هم ادغام کرده. او همچنین از هسته 2.6.20، uClibc، Busybox و X-Server Kdrive استفاده کرده.
نتیجه: برای بوت شدن سیستم 6 ثانیه و برای اجرای X-Server دو ثانیه بیشتر نیاز نیست. لینک ویدئو مربوطه را در ویدئو تیوب در پایین گذاشتم[2].

 

اما موضوع جالب تر: بعد از اینکه مهندس AMD، یینگایی لو[3] کدهای مورد نیاز را در ماه فوریه تحت مجوز GPL منتشر کرد، اولین ماردبورد با لینوکس بایوس به صورت رسمی بازار آمد: GA-M57SLI-S4 محصول گیگا بایت با قیمتی حدود 100 یورو.
در این مادربورد از چیپ ست های nForce-570-SLI استفاده شده و سوکت AM2 میباشد. این یعنی پشتیبانی از پردارنده های سری Athlon 64, 64 X2 and 64 FX

 

GIGABYTE LINUXBIOS

Infos
1-Alan Cavalho de Assis
2-http://www.youtube.com/v/nuzRsXKm_NQ
3-Yinghai Lu

برگرفته از Linux User

Apr 20

به به. من تا حالا فکر میکردم آدم فقط وقتی حسابی تحت فشار دستشویی قرار داره و خودشو تخلیه میکنه، چشاش باز میشه و دنیا براش یه معنی دیگه داره. ولی خیر. اشتباه محض. بنده که امروز بعد از قریب به سه ماه آبگرمکن خونه ام درست شد و رفتم یه دوش چهار ساعته با خیال راحت و بدون دنگ و فنگ و قابلمه و آب جوش کردن و این حرفا گرفتم، احساس کردم دنیا برام یه رنگ دیگست.

خواستم این موضوع تاریخی رو ثبت کنم. البته این رو هم بگم که همچنان این شرکت پروی هلندی که صاحب خانه ما تشریف دارن، همچنان پایشان را در یک کفش کرده اند که آقا اجاره قبلی هات رو بده. اما زهی خیال باطل. بعد از این همه بدبختی و دردسر کوتاه هم بیام!!! خیر. حالا ببینیم چی میشه. تازه پریروز دوباره براشون نامه زدم. من برم دوباره مثل عقده ای ها یه بار دیگه دوش بگیرم.
آقایون، خانوما… قدر آب گرمتون خونتون رو بدونین…

Apr 13

 

شیوه های دسترسی به پارتیشن های Ntfs در لینوکس

نگارنده: کریستین کیسلینگ(Kristian Kissling)

پارتیشن های Ntfs مدت ها برای کاربران لینوکس کابوس بود. چرا که با اندکی شانس می توانستند دسترسی فقط خواندنی را به داده های ان پارتیشن داشته باشند.برای تبادل فایل بین ویندوز و لینوکس، باید از Fat32 استفاده میشد که آن هم یعنی مشکلات و محدودیت های خاص خودش.
اما با گذشت زمان، این موضوع هم حل شد و امروزه به راحتی خواندن میتوانید در پارتیشن های
NTFS بنویسید. اما این که این موضوع چگونه و کمک چه برنامه هایی امکان پذیر شد، موضوع بحث این مقاله است.

کرنل-ماژول
ماژول
NTFS-Kernel-Module به شما امکان دسترسی (خواندن) به پارتیشن NTFS را میدهد. از کرنل 2.6.16 امکان کوچک یا بزرگ کردن فایل ها را هم داراست. اما برای امکان نوشتن که بشما اجازه دهد فایل جدیدی اضافه و یا حذف کنید، باید حداقل تا تابستان 2007 صبر کنیم. اما نیازی نیست تا آن زمان صبر کنیم.

Ntfsmount
زمانیکه کرنل
-ماژول در Kernelspace فعال میشه، Ntfsmount در Userspace درحال عمل(Fuse)، استفاده میشه. این بخشی از Ntfsprog میباشد: به این ترتیبه که توسط Ntfsresize یک پارتیشن را بزرگ یا کوچک و یا توسط Mkntfs یک پارتیشن ایجاد میکنیم.
Ntfsmount
همچنین اجازه ایجاد Hardlink و یا تغییر اندازه فایل ها را میدهد. البته این موصوع همیشه صادق نیست و گاهی نیز به تمیزی انجام نمیشه که در این حالت سیستم ایراد را به موقع شناسایی میکنه، قبل از اینکه به فایل سیستم صدمه بزنه.

Ntfs-3g
یکی از پروژه های مبتنی بر
Ntfsmount بوده که از فوریه 2007 نسخه 1.0 آن بصورت پایدار(stable)قابل دسترسی است. از انجاییکه زمان زیادی استفاده کنندگان این برنامه ایراد قابل توجهی را گزارش نکردند، این پروژه بعنوان پایدار معرفی شد. Ntfs-3g هم از Fuse برای ذخیره سازی و مدیریت داده ها ایتغاده میکنه.شما با این برنامه امکان ایجاد داده های جدید، بزرگ ، کوچک یا حذف کردن داده های موجود را دارید.


Captive
Captive
نیز امکان نوشتن بروی پارتیشن های Ntfs را بشما میدهد. این ابزار از درایور اصلی ویندوز برای این کار استفاده میکنه.ایراد: این برنامه برای نوشتن موفقیت آمیز داده ها، زمان زیادی نیاز دارد و همچنین یان کراتخفیل[1] از توسعه دهندگان Captive، دیگر فعال نیست.

Ubuntu و Ntfs-3g
اوبونتو
Ntsf-Kernel-Modul را به همراه خود داره و از Ntfs بدون امکان نوشتن پشتیبانی میکنه. در نسخه Edgy اوبونتو از این ابزار برای نوشتن روی پارتیشن Ntfs استفاده میشه. برای این کار نیاز به بسته های ntfs-3g,libntfs-3g0 و libfuse2 دارید. برای این کار ابتدا یک پوشه ایجاد می کنیم.

Sudo mkdir /mnt/windows

سپس، پارتیشن مورد نظر را به آن مانت میکنیم.

Sudo mount -t ntfs-3g /dev/hda1 /mnt/windows -o uid=1000,umask=0027

که در این مثال، پارتیشن مورد نظر hda1 بوده. با گزینه t ntfs-3g در واقع به اوبونتو میگویید از چه ماژولی برای مانت استفاده کنه.باقی گزینه ها را میتوانید با o ادامه میدهیم.
توسط گزینه
umask می توانید اجازه دسترسی خواندن و نوشتن را تنظیم کنید. 0027 اینجا به این معنی است که کاربرامکان خواندن، نوشتن و اجرای داده های خودش را دارد. کاربرانی که در گروه این کاربر هستند امکان خواندن و اجرا و باقی کاربران هیچ دسترسی به داده ها ندارند.
اگر می خواهید همه کاربران امکان خواندن، نوشتن و اجرا داشته باشند، باید
umask را برابر 0000 قراردهید.
تنظیمات بالا پارتیشن
NTFS را مانت میکند و به کاربر با UID 1000 امکان خواندن، نوشتن و اجرا را میدهد.
برای اینکه هربار که کامپیوتر را روشن کردید، مجبور نباشید پارتیشن را به صورت دستی مانت کنید، باید خط زیر را به فایل
/etc/fstab اضافه کنید.

/dev/hda1 /mnt/windows -t ntfs-3g locale=de_DE.utf8,uid=1000,umask=0027 0 0

 

اوبونتو و Ntfsmount
و اما گزینه آلترناتیو ما استفاده از
Ntsfmount هست. برای اینکار باید بسته های ntfsprogs و ntfstools را ابتدا نصب کنید.(در بعضی از نسخه ها همچنین به بسته libfuse2 نیاز دارید).
سپس با فرمان زیر پاربیشن مورد نظر را مانت کنید
.

Sudo ntsfmount /dev/hda1 /mnt/windows locale=de_DE.utf8,uid=1000,umask=0027

برای اضافه کردن این گزینه به fstab کافیست خط زیر را اضافه کنید.

/dev/hda1 /mnt/windows ntfsmount-fuse umask=0027,uid=1000,locale=de_DE.utf8 0 0

اما قبل از هر کاری، ابتدا باگ موجود را رفع کنید. با فرمان زیر

sudo rm /sbin/mount.ntfs-fuse && sudo ln -s /usr/bin/ntfsmount /sbin/mount.ntfs-fuse

این باگ را رفع میکنید.

 

دسترسی در اپن زوزه (Open SuSE)

در زوزه 10.2 هم Ntfs-Kernel-Module قرار داده شده.اما تفاوت آن با اوبونتو. شما میتوانید بنویسید اما نمی توانید داده یا فایل جدیدی اضافه کنید. به قولی: میتوانید داده ها را کوچک یا بزرگ کنید.

اوپن زوزه و Ntfsprogs
در کنار
Ntfs-Kernel-Module اپن زوزه همچنین Ntfsmount را با خود به همراه داره.برای استفاده کافیست توسط Yast بسته ntfsprogs-fuse را نصب کنید. حال توسط کاربر ریشه بزنید:

mkdir /mnt/windows

حال باید ماژول را فراخوانی [2] کنید.

Modprobe fuse

سپس با دستور زیر آنرا مانت کنید.

Ntfsmount /dev/hda1 /mnt/windows -o umask=0027,uid=1000

یا با فرمان زیر آنرا به fstab اضافه کنید.

/dev/hda1 /mnt/windows nfts-fuse umask=0027,uid=1000 0 0

همچنین توسط root فرمان modprobe fuse را به فایل زیر اضافه کنید.

/etc/rc.d/boot.localfs

اپن زوزه و Ntfs-3g
و اما آخرین گزینه برای زوزه
…. با اضافه کردن آدرس زیر به عنوان Repository به اپن زوزه

Server Name: ftp.gwdg.de
Folder on the Server: pub/linux/misc/suse-jengelh/SUSE-10.2

بسته های fuse و ntfs-3g را نصب کنید. سپس با کاربر ریشه (root) فرمان زیر را اجرا کنید.

mount -t ntfs-3g /dev/hda1 /mnt/windows -o uid=1000,umask=0027

و یا میتوانید آنرا به فایل fstab اضافه کنید.

کلام آخر: Ntfsmount یا Ntfs-3g
و اما در آخر این سوال می ماند که کدام یکی برای استفاده یهتر است
. Ntfs-3g یا Ntfsmount.
در آزمایش کوچکی که ما انجام دادیم هر دو شیوه
105 ثانیه برای نیاز داشتند تا یک فایل به بزرگی 2.5 گیگابایت را از اوبونتو با فایل سیستم Ext3 به پارتیشن ویندوز ویستا با فایل سیستم Ntfs کپی کنند. در آخر تفاوت آنچنانی بین این دو وجود نداره و برای کاربری روزانه گزینه مناسبی هستند.

پینوشت ها:

[1]- Jan Kratochvil
[2]- Load

 

INFO:

Ntfsprogs: http://wiki.linux-ntfs.org/doku.php?id=ntfsprogs
NTFS-Kernel-Module:
http://wiki.linux-ntfs.org/doku.php?id=driver
NTFS-3g: http://www.ntfs-3g.org
Captive: http://www.jankratochvil.net/project/captive

Apr 07

 

دیروز بعد از نزدیک به یه هفته رفتم حموم. آخه نه اینکه سرماخوردم افتادم گوشه خونه ، نمیتونستم با وجود تکنیک جدیدی که در منزل بنده به لطف شرکت تعمیر کننده وجود داره ، دوش بگییرم. دیروز بعد از یه هفته دیدم دیگه نمیشه، دیگه بین موجودات ریزی که روی سر بنده اتراق کردن، سر گرفتن اقامت و محل زندگی دعواست! منم که بعد از یه هفته دیگه میتونستم بدون پتو راه برم، رفتم سور و سات حموم رو جور کردم.

همه فکر میکنن چون اینور آب تو آلمان، کشور مدرن و صنعتی زندگی میکنیم، پس همه چیزش تکه و مدرنه و دیگه حرف نداره. نه بابا. اینجا زیاد هم از این خبرا نیست. یعنی بنده که ندیدم. البته باید بگم که شرکتی که خونه رو ازش اجاره کردم هلندیه و هر وقت موضوع رو به یه آلمانی میگم، به دلیل علاقه زیادی که این دو ملت به هم دارن ، میگه: پس همونه. هلندیه. همشون همینن!!!
بگذریم. این ماجرای دوش گرفتن بنده به سبک دوره یارقلی خان(دوش گرفتن با دیگ و قابلمه) هم برا خودش کلی مزیت داره. من به همه پیشنهاد میکنم حتما این روش رو تجربه کنن به دلایل زیر.
اولا که با درد و رنج اینجانب موقع سوختن یا یخ کردن آشنا میشن. یه بار آب داخل قابلمه داغه که باعث میشه احساس کنم نیمپز شدم. سری بعد آب داغ و کمتر میکنم، اما جای شما خالی حسابی یخ میکنم. خلاصه اینکه با داغ و سرد کردن ها ، اگه آهن بود، تا حالا شده بود فولاد. اینم شد دومیش.
اما مزیت هاش فقط فیزیکی نیست. بلکه فرهنگی هم هست. مثلا برای اینجانب باعث میشه که فرهنگ غنی زبان فارسی رو با نثار دائمی واژگان ادبی و فرهنگی اصیل (همون دشنام های خانوادگی اسبق)به کارکنان اون شرکت ذلیل مرده تعمیراتی، فراموش نکنم.و فراموش نکنم چه ادبیات گسترده ای در این زمینه داریم که میشه ازش چند تا لغت نامه برای افراد بالای 18 سال نوشت. جالبه که احتمالا تیراژ فروش این کتاب ها هم باید بالا باشه و شاید اصلا نایاب! آخه ما مردمان فرهنگ دوستی هستیم و نسبت به فرهنگمون احساس مسئولیت.
اما مزیت بعدیش برای من: این موضوع باعش شده تا اسم تمامی کارمند های این شرکت هلندی رو یاد بگیرم. چرا؟ چونکه نثار کردن واژگان فرهنگی به یه نفر بعد از چند روز خسته کننده میشه و آدم احساس میکنه، نمیتونه احساس شو کاملا بیان کنه. برای همین با استفاده از تکنولوژی نام تمام 150 نفر کارمند این شرکت رو چاپ کردم، که هر دفعه موقع گرفتن دوش به قید قرعه نام چند نفر رو انتخاب میکنم.
اما این موضوع باعث شد که من متوجه بشم که با وجودی که آدم در یه کشور مدرن زندگی میکنه، اما میتونه با حداقل امکانات روز رو به شب برسونه. اما اسمش اینه که: بابا رفتن اونور آب دارن حال میکنن. آره در اینکه حال میکنیم شکی نیست، اما موضوع اینه: از کدوم ور؟
آخر هم اینو بگم که ماه پیش نمایشگاه سبیت بود که ما مفتخر شدیم دوبار زیارتش کنیم. میخواشتم گزارش کوتاهی در این مورد بنویسم، اما از اونجا که مشغول حال کردن بودیم، فرصتی بدست نیومد. اما تو خود نمایشگاه، از ساعت 18 به بعد جشن و موسیقی و از این خبرا بود. که ما هم، همراه دوتا از دوستان (جناب استاد و دوشیزه)، سرازیر شدیم به بخش مفسدینی که در حال نوشیدن و رقصیدن بودن.(البته بخش کارکنان نمایشگاه بود). ما هم پر رو وایسادیم اونجا و تا ساعت 11 شب! مفتی نوشیدیم. آخر سر فهمیدیم که چرا همه از ما میپرسن، شما از کدوم غرفه میاین؟ آخه همه اونجا کار میکردن. از اونجایی هم که دروغ مالیات نداره، ما هم اون شب خودمون رو رئیس و مدیر هر شرکتی که خواستیم کردیم.

FireStats iconPowered by FireStats